مهمان
قصه مسابقه ی پرواز


فرم ورود به مربی‌آموز

مربی‌آموز

فرم تکمیل ثبت نام

برای پیوستن به ما فرم زیر را پر کنید
قصه مسابقه ی پرواز
قصه مسابقه ی پرواز

اهداف:

  • یاد بگیرم که دوستی از نگاه کردن به خودم قشنگ‌تره
  • بفهمم که نباید همیشه فقط به خودم فکر کنم
  • بدونم که با دوست‌هام بازی کردن و پرواز کردن بهتر از تنها بودنه
  • یاد بگیرم که خودمو هم دوست داشته باشم، ولی به بقیه هم اهمیت بدم
  • بفهمم آینه فقط شکل ما رو نشون می‌ده، نه دل ما رو

داستان:

کبوتر زرد، از پنجره داخل اتاق شد. چرخی زد و خودش را در آینه نگاه کرد. پرهایش را صاف کرد. از اتاق بیرون آمد و به کبوتر سفید اشاره کرد.
کبوتر زرد و سفید در آسمان، مسابقه ی پرواز گذاشتند. کبوتر زرد بالاتر رفت. نوکش را به ابر زد و بال هایش را سه بار به هم زد و معلق زد. 
کبوتر سفید پایین آمد و لب پنجره نشست. کبوتر زرد گفت: نمی آیی دوباره مسابقه بدهیم؟
کبوتر سفید جوابی نداد. کبوتر زرد کنار کبوتر سفید نشست و گفت: به کجا داری نگاه می کنی؟
کبوتر سفید گفت: اون کیه آنجا نشسته؟
کبوتر زرد گفت: خب آینه است. کبوتری هم که می بینی، خودتی.
سفید گفت: من تا الان خودم را ندیده بودم.
زرد گفت: حالا که دیدی. بیا پرواز کنیم.
سفید گردنش را جلو برد و گفت: می خواهم خودم را بیشتر ببینم.  
زرد گفت: پس پرواز چی؟
سفید چشم هایش را بیشتر باز کرد و گفت: بعدا پرواز می کنیم. الان فقط می خواهم خودم را ببینم.
زرد گفت: ولی قرار بود مسابقه سرعت بدهیم.
سفید گفت: میشه آینه را با خودمان ببریم؟
زرد گردنش را جلوتر برد و به آینه نگاه کرد.
سفید گفت: می خواهم همیشه خودم را ببینم.
زرد گفت: آن وقت چطوری پرواز کنیم؟
از بین کبوترها، سنگی رد شد و به آینه خورد. آینه تکه تکه شد. کبوترها پرواز کردند.

نویسنده: حسین مجاهد

حدیث موضوعی:

قال الإمام علی (ع): «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» (نهج‌البلاغه، حکمت ۱۰۸)

حضرت علی (ع) فرمودن: اگه خودتو خوب بشناسی، خدا رو هم بهتر می‌شناسی.

نتیجه‌گیری:

دیدن خودمون تو آینه خوبه، ولی همیشه خیره شدن به اون باعث می‌شه چیزهای قشنگ دیگه مثل دوستی، پرواز و بازی رو از دست بدیم. وقتی آینه شکست، کبوترها فهمیدن که با هم بودن خیلی قشنگ‌تر از تماشای خودشونه.

فعالیت عملی پیشنهادی:

بچه‌ها می‌تونن با مقوای براق یا کاغذ فویل یه آینه کوچیک برای خودشون درست کنن و روی اون تصویر خودشون یا یه کبوتر نقاشی کنن. سپس با کمک مربی در مورد "من واقعی" و "من توی آینه" صحبت کنن.

گفت‌وگو و پرسش‌وپاسخ:

  • چرا کبوتر سفید از مسابقه پرواز منصرف شد؟
  • آینه چی نشون می‌داد؟
  • آیا ما هم وقتی توی آینه نگاه می‌کنیم، فقط خودمونو می‌بینیم؟
  • کبوترها بعد از شکستن آینه چه‌کار کردن؟
  • به‌نظرت پرواز با دوست بهتره یا نگاه کردن به آینه؟

نمایش و بازی نقش‌آفرینی:

دو کودک نقش کبوتر زرد و سفید را بازی کنند. یکی از بچه‌ها نقش آینه را با یک مقوای براق بازی کند. گفتگو و پرواز و ایستادن کنار آینه را نمایش دهند تا درک مفهومی «خودشناسی در کنار دوستی» را تمرین کنند.

بازی گروهی تعاملی:

بازی “من کی‌ام؟” یکی از بچه‌ها پشت آینه می‌ایستد و فقط سایه‌اش روی پرده یا کاغذ دیده می‌شود. دوستانش باید حدس بزنند او کیست. این بازی کمک می‌کند بچه‌ها از ظاهر فراتر رفته و دقت کنند.

زبان‌آموزی:

کبوتر، پرواز، آینه، پر، آسمان، مسابقه، سایه، نگاه، دوست، پنجره، سنگ، شکستن، بال، سفید، زرد.

واحدکار حیواناتدوستی و محبتاحترام به دیگران
مربی آموز مرجع مربیان مهدکودک و پیش دبستانی
حساب کاربری
خانه
برچسب ها
جستجو